تبليغاتX
وبلاگ شخصی علیرضا پاک گوهر

وبلاگ شخصی علیرضا پاک گوهر

این وبلاگ کشکولی است که در زمینه های عمومی و تخصصی به ارائه آرا می پردازد.تاچه قبول افتدوکه درنظراید

سانتیمانتالیسم چیست؟

دوست عزيزم ساسان ا. ک برايم نوشته بود اينهمه سانتیمانتالیسم ....؟

موضوعي که مربوط به گریه کن سرباز ميشد.

من نفهميدم سانتيمانتاليسم يعني چه؟ جستجويي کردم و نتيجه آن را براي دوستان عزيزي که مثل من با اين اصطلاحات ابدال آشنا نيستند مينويسم

سانتیمانتالیسم یا احساساتی‌گری یا احساسات‌گرایی عبارت است از انتظار چنان واکنشی عاطفی از خواننده یا بیننده که با موقعیت موجود تناسبی نداشته باشد و یا در آن اثر، زمینه لازم برای آن فراهم نشده باشد.

این تعبیر به دو معنا به کار می‌رود:

  1. افراط در بروز هیجانات، به ویژه تحریک عواطف به منظور لذت بردن از آن و نیز ناتوانی در ارزیابی عقلانی احساسات.
  2. تاکید خوشبینانه و بیش از حد بر خوبی نوع بشر که خود تا حدودی مبتنی بر واکنشی است نسبت به الهیات کالونیستی که در آن سرشت آدمی را منحط می‌شمردند.

گاهي تعالي گرايي را نيز معادل سانتيمانتاليسم فرض کرده اند. که البته اين اصطلاح در فلسفه به کار ميرود.

تاريخچه:

واژه سانتی‌مانتالیسم در قرن 18 به قصد ارائه نگاهی تازه به موضوع عشق در آثار هنری و ادبی و تقدس بخشی به آن و مقابله با جریان هنری آن زمان پدید آمد.
امروزه این واژه در سینما و ادبیات به معنی احساسات گرایی افراطی و توجه بیش از اندازه به احساسات رقیقه مخاطبان در اثر هنری است و معمولا در آثار عامه پسند و کم اهمیت دیده می‌شود.

نقد سانتيمانتاليسم

سانتی‌مانتالیسم یکی از جنبه های ارزش گذاری آثار هنری و از جمله عوامل و نشانه‌هایی است که آثار بازاری و عامه پسند را از آثار هنری و ارزشمند جدا می‌سازد.
با وجود نکوهیده بودن سانتی‌مانتالیسم و توافق جمعی هنرمندان در مورد آن، همچنان این پدیده در آثار ادبی و سینمایی فراوان دیده می‌شود. علت فراوانی این پدیده را می‌توان از دو جنبه مورد توجه قرار داد: 1- دلایل ناخودآگاه 2- دلایل خودآگاه

دلایل ناخودآگاه، آنگونه که در مقاله "اتراق سانتی‌مانتالیسم در ادبیات ایران" می‌خوانیم ویژه نویسندگان تازه‌کار است. در این مقاله از قول ناتاشا امیری می‌خوانیم "درسالهای اولیه نوشتن، نویسندگان عمدتا تحت تاثیر آنچه که می‌نویسند قرار می‌گیرند و به همین خاطر رگه‌های شدید احساساتشان در اثر بروز می‌کند. این مساله در سالهای آغازین و در مورد نویسندگان کم تجربه اجتناب ناپذیر است، اما به تدریج که نویسنده از این حالت خارج می‌شود، این رگه ها نیز کمرنگ می‌شود". این پدیده در سینما به سبب تفاوت‌های رسانه‌ای و به ویژه گروهی بودن آن، کمتر وجود دارد. در مورد سینما دلایل خودآگاه بیشتر به چشم می‌خورند.

اما دلایل خودآگاه ربط به استقبال مخاطبان از اینگونه آثار دارد. از آنجایی که این آثار همواره مورد توجه مخاطبان بوده‌ و هستند، هم نویسندگان و فیلمسازان و هم سرمایه گذاران (تهیه کنندگان یا ناشرین) تمایل بیشتری به این دست آثار نشان می‌دهند، نویسندگان و فیلمسازان، به ویژه تازه‌کارها برای اینکه اسم و رسمی به هم بزنند نیاز به مخاطب دارند. همچنین موفقیت مالی هر اثری که خلق می‌کنند زمینه ساز آثار بعدی و تداوم کار ایشان خواهد بود و باعث می‌شود توسط سرمایه گذاران در آثار بعدی پس زده نشوند. سرمایه گذاران هم که بدیهی است به فکر بازگشت سرمایه و کسب سود بیشتر هستند به این دست آثار گرایش بیشتری دارند. این مساله باعث شده که هنوز چه در سینما و چه در ادبیات و حتی در مطبوعات و مجلات گرایش زیادی به سانتی‌مانتالیسم وجود داشته باشد. نشریاتی که با عنوان نشریات زرد شناخته می‌شوند نمونه‌ای هستند از این رویکرد تجاری و غیر هنری.

فیلم‌های بازاری و سانتی‌مانتال قواعد و ویژگی‌ها و به قول معروف کلیشه‌هایی دارند. به کاربردن این کلیشه‌ها یا شکستن آنها، فیلم را به یکی از دو سمت سانتی‌مانتال یا غیر آن، پرتاب می‌کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 9:19 AM  توسط علیرضا پاک گوهر  | 

اصل قورباغه اي

اگر يک قورباغه تيزهوش وشاد را برداريد وداخل يک  ظرف  آب جوش بيندازيد قورباغه چه کار مي کند؟
 
بيرون مي پرد!درواقع قورباغه فورا به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست وبايد برود!

حالا اگر همين قورباغه يا يکي از فاميلهايش را برداريد وداخل يک ظرف آب سرد بيندازيد وبعد ظرف را روي اجاق بگذاريد وبتدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟
استراحت ميکند...چند دقيقه بعد به خودش مي گويد:ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.

نتيجه اخلاقي داستان!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 9:6 AM  توسط علیرضا پاک گوهر  | 

تصاویر دیدنی از ابتدای لقاح تا تولد

پیش از هرچیز از از جناب آقای دهقان دهنوی بابت ارسال این تصاویر سپاسگذارم

دوم آنکه بنازم قدرت پروردگارو.... 

تصاویر دیدنی از ابتدای لقاح تا تولد نوزاد

لینارت نیلسون (Lennart Nilsson) دوازده سال از عمر خود را صرف تهیه تصاویری از رشد نوزاد درون رحم کرد. این تصاویر باورنکردنی با استفاده از دوربین های معمولی مجهز به لنز ماکرو و همچنین میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است. در این تصاویر مراحل رشد نوزاد از ابتدای لقاح تا کامل شدن جنین و تبدیل به یک نوزاد را می بینیم.
 
نحوه بوجود امدن خودتان را ببینید...
 
 
 
 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 10:27 AM  توسط علیرضا پاک گوهر  | 

گریه کن سرباز

  گریه کن سرباز
 
sarbaz.JPG
نظامی زن انگلیسی که پس از بازگشت از ماموریت خود در عراق، فرزندش را در آغوش می فشارد.
 

آهای سرباز، آهای مادر!...
گریه کن، تو حق داری گریه کنی. شاید ماهها و سالهاست که فرزندت را ندیده ای.
فرزند دلبندت را. کودک معصومی که تاب دوری مادر نداشته و حتماً از تو بیشتر، برایت دلتنگی می کرده.
گریه کن سرباز، گریه کن تا سبک شوی...
گریه کن، بخاطر گوهر مادری که از تو ستانده اند، و در عوض تو را مفتخر! کرده اند به این لباسها.
این لباسها که اصلاً به قامت تو سازگار نیست...
گریه کن که تاج زن بودن از سرت افتاده...
گریه کن که هیچ لذتی به پای مادری نمی رسد و تو را محروم کرده اند، ذائقه ات را خراب کرده اند...ا
 
اما
من چند حرف دیگر با تو دارم سرباز...
تو مادری، حق داری بچه ات را دوست داشته باشی... حق داری برایش دلتنگ شوی...ا
 
سوالی از تو دارم :
این کودک را می شناسی؟
45.jpg
می بینی پدرش با چشمان بسته، چگونه صورتش را لمس میکند؟
می بینی چگونه کفشهایش را درآورده تا در آغوش پدر، گم شود ؟
این پدر یکی از زندانیان تو و دوستان توست در عراق...
چه میشد اگر اجازه میدادی این پدر، بچه اش را ببیند؟
فکر کردی فقط خودت به فرزندت عشق می ورزی؟
 

این دختر را چطور؟
حتماً او را دیده ای...
در کوچه پس کوچه های بصره... پای برهنه می دوید و خنده کودکانه ای بر لب داشت...
الان به نظرت لکه های سرخ روی لباسش، نقش گلهای سرخ است یا رد پائی از خون تازه ؟
یا لکه های قرمز روی زمین، گلبرگهای پرپر شده گلهای پیراهن اوست؟
صورت ظریف او را با اسلحه ای که در کنارش به دست گرفته ای چه کار؟
ببین چه گریه ای میکند؟ چه خونی از صورتش جاری است؟
این رنگین تر است یا خون فرزندت که اینچنین در آغوشش کشیده ای؟
حال این دخترک را خوب ببین. نتیجه کارتو وهمکاران توست و تا ابد با شما خواهد ماند.
این است آنچه برای این دختر و مردمش هدیه برده ای...ا
 
این پدر را میشناسی؟
iraq_child_carried_dead_bas.jpg

دارد به چه حالی، جسم بی جان دخترش را میگذارد کنار بقیه جنازه ها.
یادت هست؟ همین چند شب قبل، خانه شان را بمباران کردید.
تو و همقطارانت.
 
این را چطور؟
ilkka1.jpg
این اما مال افغانستان است.
شاهکار قدیمی تر شما.
اما مگر زخم این پدر کهنه می شود؟
این هم کادوی یکی دوسال قبل توست برای کوکان افغان.........ا
 
از این دست اگر بخواهم برایت بیاورم، بسیارست...
سردشت ، حلبچه ، قانا... صبرا و شتیلا... و ....فلسطین و ....ا
 
...............
...............
...............
 
گریه کن سرباز
گریه کن، اما نه فقط برای دلتنگی فرزندت ...
شاید نپذیری، اما من در گریه های تو هیچ عاطفه ای نمی بینم سرباز!
گریه کن برای انسانیتی که در زیر پای تو و رهبرانت لگد مال شده...
گریه کن برای عاطفه ای که در وجودت مرده...
گریه کن برای شرف و آزادگی که از دست داده اید...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 11:5 AM  توسط علیرضا پاک گوهر  | 

نمره صفر اين دانشجو پس از اعتراض بيست شد

Q1. In which battle did Napoleon die?
* his last battle
 درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در اخرین جنگش
 
Q2. Where was the Declaration of Independence signed?
* at the bottom of the  page
اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟
در پایین صفحه
 
 
Q4. What is the main reason for divorce?
* marriage
 علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج
 
Q5. What is the main reason for failure?
* exams
 علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟
امتحانات
 
Q6. What can you never eat for breakfast?
* Lunch & dinner
 چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
نهار و شام
 
Q7. What looks like half an apple?
* The other half
 چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
نیمه دیگر ان سیب
  
Q8. If you throw a red stone into the blue sea what it will become?
* it will simply become wet
 اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟
 خیس خواهد شد
 
Q9. How can a man go eight days without sleeping ?
* No problem, he sleeps at night.
 یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟
مشکلی نیست   شبها می خوابد
 
Q10. How can you lift an elephant with one hand?
* You will never find an elephant that has only one hand..
 چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
 شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد
 
Q11. If you had three apples and four oranges in one hand and four apples
and three oranges in other hand, what would you have ?
* Very large hands
 اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست
دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید
 کلا چه خوهید داشت؟
 دستهای خیلی بزرگ
 
Q12. If it took eight men ten hours to build a
  wall, how long would it take four men to build it?
* No time at all, the wall is already  built.
 اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند
چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟
هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده
  
Q13. How can u drop a raw egg onto a concrete floor without cracking it?
*Concrete floors are very hard to crack.
 چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟
زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 11:4 AM  توسط علیرضا پاک گوهر  | 

سه درس مهم از زندگی

اگر افتادی مهم نیست ....
به شرطی كه موقع بلند شدن از زمین چیزی بر داری ... !
__________________
.
همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن...
__________________
اگر تاكنون به اندازه*ای كه دلتان می*خواهد موفق نبوده*اید

قطعا به این دلیل است كه

برای به دست آوردن ”موفقیت“ مصر نبوده*اید
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 12:40 PM  توسط علیرضا پاک گوهر  | 

ضرایب همبستگی: چوپروف- في- کرامرv-پيرسون

ضرایب همبستگی:

 ضریب همبستگی چوپروف T: ضریب هبستگی چوپروف به منظور تعیین شدت وابستگی بین متغیرهای مورد مطالعه به کار گرفته می شود و مقدار آن همواره بین صفر و یک در نوسان می باشد زمانی از آن استفاده کرده که هر دو متغیر اسمی و یا یکی اسمی و دیگری ترتیبی باشد. اما نباید تعداد سطر و ستون با هم برابر باشند. یعنی در جدول توافقی 2در2 نمی توان از آن استفاده کرد. در چنین مواردی باید از ضریب فی استفاده کرد.

 ضریب همبستگی فی: به منظور بررسی شدت همبستگی بین دو متغیر اسمی که جدول توافقی 2 در 2 می باشد مورد استفاده قرار می گیرد.خی دو سطح معنی دار بودن همبستگی بین دو متغیر را تعیین میکند اما ضریب فی شدت همبستگی آنها را نشان می دهد. مقدار آن همواره بین صفر و یک در نوسان است.

 ضریب همبستگی پیرسون r : این ضریب میزان همبستگی بین دو متغیر فاصله ای یا نسبی  را محاسبه کرده مقدار آن بین 1+ و 1-  می باشد اگر مقدار بدست آمده مثبت باشد به معنی این است که تغییرات دو متغیر به طور هم جهت اتفاق می افتد یعنی با افزایش در هر متغیر، متغیر دیگر نیز افزایش می یابد و برعکس اگر مقدار r منفی شد یعنی اینکه دو متغیر در جهت عکس هم عمل می کنند یعنی با افزایش مقدار یک متغیر مقادیر متغیر دیگر کاهش می یابد و برعکس.اگر مقدار بدست آمده صفر شد نشان میدهد که هیچ رابطه ای بین دو متغیر وجود ندارد و اگر 1+ شد همبستگی مثبت کامل و اگر 1- شد همبستگی کامل و منفی است.

 ضریب کرامر: این ضریب برای تغیین میزان شدت همبستگی بین دو متغیر اسمی مورد استفاده قرارمی گیرد و آن را با (2V) نشان می دهند و مقدار آن نیز همواره بین صفر ویک در نوسان است. هم جدول توافقی بیشتر از 2 در 2 و هم برای جدولهاي مستطیلی بکار می رود.

 ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن: معمولاً آن را با علامتP نشان می دهند و همواره بین 1+ و 1- می باشد از لحاظ سطح سنجش ترتیبی است. در صورتی که داده های ما به صورت فاصله ای و نسبی باشند می توانیم آنها را به رتبه تبدیل کنیم. مهم نیست کدام متغیر وابسته و کدام متغیر مستقل است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 1:37 PM  توسط علیرضا پاک گوهر  | 

به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :
بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره
پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :
آری من مسلمانم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 2:38 PM  توسط علیرضا پاک گوهر  | 

راز موفقیت بر گرفته از كتاب كيمياگر، نوشته پائولو كوئيلو

رازخوشبختی
تاجري پسرش را براي آموختن راز خوشبختي نزد خردمندي فرستاد . پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اينكه سرانجام به قصري زيبا بر فراز قله كوهي رسيد. مرد خردمندي كه او در جستجويش بود آنجا زندگي مي كرد. به جاي اينكه با يك مرد مقدس روبه رو شود وارد تالاري شد كه جنب و جوش بسياري در آن به چشم مي خورد، فروشندگان وارد و خارج مي شدند، مرد م در گوشه اي گفتگو مي كردند، اركستر كوچكي موسيقي لطيفي مي نواخت و روي يك ميز انواع و اقسام خوراكي ها لذيذ چيده شده بود. خردمند با اين و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر كند تا نوبتش فرا رسد. خردمند با دقت به سخنان مرد جوان كه دليل ملاقاتش را توضيح مي داد گوش كرد اما به او گفت كه فعلأ وقت ندارد كه راز خوشبختي را برايش فاش كند. پس به او پيشنهاد كرد كه گردشي در قصر بكند و حدود دو ساعت ديگر به نزد او بازگردد. مرد خردمند اضافه كرد اما از شما خواهشي دارم : آنگاه يك قاشق كوچك به دست پسر جوان داد و دو قطره روغن در آن ريخت و گفت در تمام مدت گردش اين قاشق را در دست داشته باشيد و كاري كنيد كه روغن آن نريزد مرد جوان شروع كرد به بالا و پايين كردن پله ها، در حاليكه چشم از قاشق بر نمي داشت. دو ساعت بعد نزد خردمند بازگشت. مرد خردمند از او پرسيد : آيا فرش هاي ايراني اتاق نهارخوري را ديديد؟ آيا باغي كه استاد باغبان ده سال صرف آراستن آن كرده است ديديد؟ آيا اسناد و مدارك ارزشمند مرا كه روي پوست آهو نگاشته شده ديديد جوان با شرمساري اعتراف كرد كه هيچ چيز نديده، تنها فكر او اين بوده كه قطرات روغني را كه خردمند به او سپرده بود حفظ كند. خردمند گفت : خب، پس برگرد و شگفتي هاي دنياي من را بشناس . آدم نمي تواند به كسي اعتماد كند، مگر اينكه خانه اي را كه در آن سكونت دارد بشناسد. مرد جوان اين بار به گردش در كاخ پرداخت، در حاليكه همچنان قاشق را به دست داشت، با دقت و توجه كامل آثار هنري را كه زينت بخش ديوارها و سقف ها بود مي نگريست ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 2:35 PM  توسط علیرضا پاک گوهر  | 

برگی از تاریخ آل سعود و جنایت آنان به ایرانیان

آل سعود و برگي از تاريخ
آل سعود و برگي از تاريخ



 
 
21.jpgابوطالب یزدی و آل سعود !!!
جوان 22 ساله اي به نام ميرزا ابوطالب يزدي، فرزند حاج حسين مهرعلي، در سال 1322 خورشیدی (دو سال از پادشاهی محمد رضا شاه می گذشت) با همسرش، به قصد زیارت مکه در ایام حج، از راه خرمشهر به كويت رفته و از آنجا خودش و زنش را با شتر به سرزمين حجاز و مكه ميرساند.
در جريان طواف به علّت بيماري، به استفراغ مبتلا گرديد و قی کرد. براى احترام خانه كعبه بلافاصله احرامي ِ خود را (کفن سفیدی که در مراسم آنجا می پوشند) جلوي دهان گرفت و در نتيجه احراميش آلوده شد. امّا مانع از كثيف شدن خانه كعبه نگرديد و در اين موقع چند نفر از مسلمانان دو آتیشه  شهادت دادند كه ابوطالب قصد كثيف كردن كعبه را داشته است و ابوطالب بيچاره بازداشت گرديد و سپس در دارالقضاي شرعي محاكمه و به گردن زدن محكوم شد.
حکم او در روز دوازدهم ذي الحجّه تازی، توسط دژخیم آل سعود که توسط 50 نفر پاسبان ابوطالب را در حالي كه دستبند به دست هايش زده بودند، اجرا شد.
ابوطالب یزدی را، از مركز پليس خارج و به جلوي بازار صفا و مروه آوردند و در ميان جمعيت مقابل سكوي مجازات قرار دادند. جلاد رسمي دولت سعودي، ابوطالب را چهار زانو روي زمين نشاند و بازوان او را بر محوري ثابت بست و سپس به دستش دستبند زد، جمعيت در ميداني كه نزديك دارالقضاي شرعي بود، جمع شده و منتظر اجراي حكم بودند. فرمان قتل به زبان عربي قرائت شد.
سپس جلاد سر به گوش ابوطالب گذارده، آخرين دقايق زندگي را به عربي به او يادآور مي شود و ابوطالب كه تا آن لحظه نه مفهوم محاكمه را فهميده بود و نه از متن حكم كه به زبان عربي قرائت مي شد چيزي مي فهميد، ساكت و آرم نشسته، نگاه به جمعيت دوخته بود، كه ناگاه جلاد با نوك شمشیر فشاري به پشت گردن ابوطالب وارد مي سازد. بر اثر آن خون جاري و ابوطالب از ترس سرش را جلو مي برد و در همين لحظه جلاد با يك ضربه شمشير بزرگي كه در دست داشت، بر گردن او فرود مي آورد.
گردن به وضع فجيعي بريده شده ولي استخوان حلق مانع از قطع شدن سر مي شود. امّا بلافاصله شمشير براي بار دوّم به حركت درآمده سر از گردن جدا و روي پاي ابوطالب مي افتد و بنا به گفته همسرش، آخرين كلمه اي كه ابوطالب برزبان آورده، اين جمله بود: «آخر شما كار خودتان را كرديد».
بلا فاصله دو اتومبيل در محلّ حاضر مي شود و يكي سرِ جدا شده و بدن را به پزشك قانوني منتقل مي نمايد و ديگري با ريختن شن در صدد از بين بردن آثار جنايت برمي آيد. شيخ علي اصغر يكي دیگر از حجّاج ايراني داوطلب به خاك سپردن ابوطالب گردن بریده مي شود. پليس سعودي به شيخ علي اصغر خبر مي دهد كه جنازه براي تحويل حاضر است.
وقتي كه به پزشك قانوني مي روند، متوجّه مي شوند كه سرابوطالب را معكوس روي بدن گذارده و دوخته اند. به شيخ علي اصغر مي گويند که باید 65 ريال سعودي دستمزد بخيه زدن سر به بدن را پرداخت كند تا جسد تحويل واجازه حمل داده شود!
شيخ علي اصغر عصباني شده، فرياد مي زند: پول را بايستي كسي بدهد كه فرمان قتل را داده است!
خانواده ابوطالب که منتظر برگشتن حاجی از مکه بودند، وقتی بدن بی سر ابوطالب را بجای سجاده و تسبیح و عطر دریافت کردند؛ بر سر و روی خود می کوبیدند. دو خواهر ابوطالب، در فاصله کمی از یکدیگر جان باختند (گویا خودکشی کردند)
پس از این فاجعه ضد بشری در سعودی، دولت ایران روابط دیپلماتیک خودش را با سعودی برای چهار سال قطع کرد. و دیگر هیچ کس حق نداشت به سعودی برود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 10:7 AM  توسط علیرضا پاک گوهر  |