آی لیلی، روستای ما بیا،

مردم اینجا خوب عاشق می شوند

خون لاله در رگ گلهای ماست.

یاسها با تو شقایق می‌شوند

آی لیلی بی قرارم کرده ای

بی تو دارم بوی باران میدهم

همچو مجنون نیستم دیوانه ات

من تو را می‌بینم و جان میدهم

آی لیلی طاقت افسردگی

در فراق تو ندارم زودتر

اخم کن، کاسه ای بشکن که تا

در نگاهت جان سپارم زودتر

اردیبهشت ۱۴۰۲