دلم ميخواست معلم ادبيات ميشدم
دلم ميخواست معلم ادبيات ميشدم بعد به جاي خوبي؟
كه همه الكي بگن مرسي اما كوه غصه باشن
به شاگردام ياد ميدادم هركيو ديدن بپرسن
حالت خوبه؟
دنيا واست قشنگ ميچرخه؟
عشقتو داري؟
دلت گرم هست؟
صبا كه پا ميشي خوشحالي كه چشاتو باز كردي؟يا اصن بهش فكر نميكني؟
بعد طرف نتونه الكي بگه خوبم و بغضش رو قايم كنه بدونه حالش با جزيياتش مهمه
اينجوري آدما خوشحالتر نبودن كنار هم؟
از وقتي اين جزئيات حذف شدن ماها تنهاتر شديم
اصن از وقتي معلما يادشون رفت چي يادمون بدن تنهاتريم
نويسنده ناشناس
بچه های بالا اعلام کردن که نویسنده اش آشناست، ؛ )
+ نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 11:38 PM توسط علیرضا پاک گوهر
|
نخست آنکه پاک گوهر يعني پاک نژاد. اصیل . مَحض . پاکزاد: